محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
187
خلاصة الحكمة ( فارسى )
و نيز در آن بايد كه غلظتى باشد ؛ تا زود منتشر و متلاشى نگردد و قبول انطباع و عكس نمايد و آن را به حسّ مشترك برساند . و وجه قصر - يعنى كوتاهى - آن ، آن است كه از منبت خود بسيار دور نرفته باشد كه محتاج آن باشد كه طويل گردد . پس آن هر دو عصب ، در آن موضع - كه محل پيشانى است - با هم ملاقات و تقاطع صليبى نموده - بدون انعطاف و برگشتنِ همان قسم - [ و ] آن چه از جانب راست دماغ رسته ، به جانب چشم چپ [ فرود مىآيد ] ، و آن كه از جانب [ چپِ ] دماغ رسته ، به جانب راست رفته ؛ چنان چه مذهبِ مشهور است ؛ [ امّا ] « جالينوس » گفته : « بعد [ از ] تقاطع صليبى ، منعطف گشته ؛ [ يعنى ] آن چه از جانب راست رسته ، به جانب چشمِ راست [ رفته ] و آنچه از جانب چپ [ رسته ] ، به چشمِ چپ رفته » . چون قريب به چشم رسيدند ، ثقبهء تجويف آن هر دو وسيع مىگردد ؛ تا اين كه به رطوبت زجاجيه - كه محتوى است به رطوبت جليديه از جانب تحت - محتوى مىگردد . و در موضع تقاطع - خواه به طور مشهور و خواه به طور جالينوس كه به هر نوع [ كه ] باشد ، مدّعا حاصل شد - اندك وسعتى است ؛ براى اجتماع آن هر دو نور با هم . [ فايده ] : و فايدهء اجتماع آن هر دو نور با هم ، ديدن مرئى به هر « 1 » دو در چشم است يك چيزِ بلاتفاوت . و از اين است كه اگر انزعاجى و انحرافى واقع شود كه هر دو نور به يك دفعه بدان ملتقى و مجمَع نرسند ، يك شىء دو شىء ديده شود ؛ چنان چه در چشم ، حول و احوَل يكى را دو مىبيند . و بيان « 2 » همان كيفيت رؤيت در مبحث قوا در قوّهء باصره بالإجمال ذكر يافت . سؤال : اگر گويند : چرا آن عصبه [ ها ] راست [ و بدون تقاطع ] نيامدند به سوى هر دو چشم ؟ و فايدهء انحناء و تقاطع آنها چيست ؟ جواب : همان است كه ذكر يافت . و [ جواب ] ديگر آن كه چون مسافت ميانِ مقدّم دماغ و باطن عينين بسيار قريب است ، براى تلطيف آن نور اندك مسافتى مىبايست ؛ لهذا
--> ( 1 ) . الف : ( به هر ) حذف شده . ( 2 ) . ب : ( بيان ) حذف شده .